كمر درد دارم، پس هستم!

Want create site? Find Free WordPress Themes and plugins.

بازم خاطره خيلی جالب اين ستونو خودم می خوام بنويسم:
يه خانم پير حدودا ۷۵ ساله با درد كمر خيلی شديد اما روحيه خيلی بالا.
اولين بار كه ديدمش بيشتر از كمردرد، جذب شيرين كلامی و دل بزرگی اش شدم. وضع اقتصادی خيلی مناسب، بچه هايی كه تو ايران نيستن، دوستای زياد و مريضيای فراوون با نوك پاكت سيگار وينستون تو جيب مانتو اولين چيزايی بودن كه تو چش می زدن. كاراكتر جالبی بود. ۱۰ جلسه رو كامل اومد. جلسه دهم ديدم ديگه سرحال نيست، رو صندلی گوشه مطب سرشو به ديوار تكيه داده و از اون ميدون داری و مطب به هم ريختنا هم خبری نبود. گفتم چی شده مادر، دردت برگشته؟ مشكلی پيش اومده؟
سرشو سرد و بی روح به طرف ديگه برد و گفت: هر كاری اش می كنم از پله ها تند بالا ميام، رو تخت راحت می خوابم، سر بالايی ولنجك بالا می رم، نماز كامل می خونم، هر چی را می رم ديگه درد نمی كنه.
هنوز فرصت نكرده بودم حرفاشو پردازش كنم و سوال كنم خوب يعنی چی؟ كه خودش ادامه داد: 2 ساله همه اميدم خوب شدن كمرمه، از اين مطب به اون مطب، از اين كلينيک به اون يكی، همينطور مشغولم، همش می گفتم كمردرد دارم پس هستم. اما حالا ديگه تو زندگی هدفی ندارم، می خوام خودكشی كنم!
اتاق انتظار بود و حرفای مبهوت كننده اونو منشی و من و بقيه مريضا، اما يدفه كم آورد اين قيافه غصه دار و جدی رو فقط چند ثانيه ديگه تونست تحمل كنه، محكم زد زير خنده، همه سر كار بوديم.
حالا خنده مريضا بود و چشمای سپاسگزار اونو و قلب شكرگزار من.
بعضی وقتا آدم بهتر می فهمه چقدر كارشو دوست داره!

Did you find apk for android? You can find new Free Android Games and apps.